حکیمانه

به نام خدا

مردی می خواست کاملاخدارابشناسد.ابتدابه سراغ افرادوکتابهای مذهبی رفت ،اماهرچه جلوتررفت گیج ترشد.افرادوکتاب های نوع دیگررانیزامتحان کردامابه جایی نرسید.خسته وناامیدراه دریارادرپیش گرفت.کنارساحل کودکی رادیدکه  مشغول  پرکردن سطل آب کوچکی ازآب دریابود.سطل پروسرریزمی شداماکودک،همچنان آب می ریخت.مردپرسید:چه می  کنی؟کودک جواب داد:به دوستم قول  دادم همه آب دریارادراین سطل بریزم وبرایش ببرم!تصمیم گرفت پسررانصیحت کندواشتباهش  رابه اوبگوید،اماناگهان به اشتباه خودهم پی بردکه می خواست باذهن کوچکش  خدارابشناسدوکل جهان رادرآن  جادهد!فهمیدکه بادلش بایدبه سراغ خدابرود.به کودک گفت:من  وتویک اشتباه رامرتکب شده ایم!

مولوی می گوید:هرچه اندیشی پذیرای فناست                                                                آنچه دراندیشه نایدآن خداست

اکرم خوشنامی دبیردین وزندگی

/ 0 نظر / 17 بازدید